قسمت اول حکمت:

از سخنان آن حضرت علیه السّلام است به کمیل ابن زیاد نخعیّ (که از خواصّ و نیکان و یاران آن بزرگوار بوده) کمیل ابن زیاد گفته: امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب علیه السّلام دست مرا گرفته بصحراء برد، چون به بیرون شهر رسید آهی کشید مانند آه کشیدن اندوه رسیده، پس از آن (در باره دانش و دانشمندان) فرمود:

ای کمیل ابن زیاد، این دلها ظرفها (ی علوم و حقائق و اسرار) است، و بهترین آن دلها نگاه دارنده تر آنها است (سپرده شده را خوب نگاه داری کرده بیاد دارد) پس (هشیار باش و) از من نگاه دار و بیاد داشته باش آنچه بتو می گویم:

2- مردم سه دسته اند: عالم ربّانیّ (دانای خداشناسی که به مبدأ و معاد آشنا بوده بآن عمل نماید) و طالب علم و آموزنده ای که (از جهل و نادانی) بر راه نجات و رهائی یافتن است، و مگسان کوچک و ناتوانند (نادان نفهم به انواع زشتیها آلوده) که هر آواز کننده ای (بهر راهی) را پیروند، و با هر بادی می روند (درست را از نادرست تمییز نداده و بمذهب و طریقه ای پایدار نیستند و بهر راه که پیش می آید می روند) از نور دانش روشنی نطلبیده اند (در تاریکی نادانی مانده اند) و به پایه استواری (عقائد حقّه که روی دو پایه عقل و علم است) پناه نبرده اند (آنها را فرا نگرفته و پیرو گمراه کنندگانند).

3- ای کمیل، علم بهتر از مال است (زیرا) علم ترا (از گرفتاریهای دنیا و آخرت) نگاه دارد، و تو مال را (از تباه شدن) نگاه می داری، مال را بخشیدن کم می گرداند و علم بر اثر بخشیدن (یاد دادن بدیگری) افزونی می یابد، و پرورده شده و بزرگی به دارائی با از بین رفتن آن از دست می رود (و بزرگی بعلم از بین رفتنی نیست)

4- ای کمیل ابن زیاد، آشنائی با علم و تحصیل آن دین است که بسبب آن (در روز رستاخیز) جزاء و پاداش داده میشود، انسان در زندگی خود با علم طاعت و پیروی (از خدا و رسول و ائمّه دین) و پس از مرگ پسندیده گوییها (که مردم در باره اش می گویند) بدست می آورد، و علم فرمانروا است و مال فرمانبر و مغلوب است (مال در معرض انتقال و زوال می باشد و علم باقی و برقرار).

قسمت دوم حکمت:

5- ای کمیل ابن زیاد، گرد آورندگان دارائیها تباه شده اند در حالیکه زنده هستند (اگر چه زنده اند ولی غرور و طغیان هلاکشان خواهد کرد) و دانشمندان پایدار می باشند چندان که روزگار بجا است، وجودشان (با بدرود گفتن از این جهان) گمشده است و صورتهاشان (بر اثر ذکر جمیل و پسندیده گوئی مردم از آنها) در دلها برقرار است،

6- آگاه باش اینجا علم فراوان هست- و بدست مبارک به سینه خود اشاره فرمود- اگر برای آن یاد گیرندگان می یافتم (اگر بودند زیرکانی که توانائی فهم آنرا داشتند آشکار می نمودم، در اینجا امام علیه السّلام از نبودن کسانیکه لیاقت توانائی فهم معارف الهیّه را دارند تأسّف می خورد) آری می یابم تیز فهم را که از او (بر آن علوم) مطمئنّ نیستم (زیرا) دست افزار دین را برای دنیا بکار می برد، و به نعمتهای خدا (توفیق بدست آوردن علم و معرفت) بر بندگانش و به حجّتهایش (عقل و خرد) بر دوستانش برتری می جوید (چون چنین کس آراسته نیست اگر علم حقیقی را بدست آرد وسیله جاه و رونق بازار دنیا و برتری بر بندگان خدا قرار دهد، و به پشتیبانی آن نعمتها و حجّتها ابواب زحمت و گرفتاری بروی مردم بگشاید)، یا می یابم فرمانبری را برای ارباب دانش (مقلّد و پیرو در گفتار و کردار) که او را در گوشه و کنار خود (تقلید و پیروی از داننده) بینائی نیست، به اوّلین شبهه ای که رو دهد شکّ و گمان خلاف در دل او آتش می افروزد (این صفت کسانی است که پیرو دین حقّ هستند ولی فهمشان کوتاه است پس با آنها جز مسائل ظاهری از قبیل صورت نماز و روزه و بهشت و دوزخ نتوان گفت و در حقائق و معارف اعتماد بفهم آنان نیست) بدان که نه این (مقلّد بی بصیرت) اهل (امانت و علم حقیقی) می باشد و نه آن (تیز فهم)، یا می یابم کسی را که در لذّت و خوشی زیاده روی کرده و به آسانی پیرو شهوت و خواهش نفس میشود، یا کسی را که شیفته گرد آوردن و انباشتن (دارائی و کالای دنیا) است، این دو هم از نگهدارندگان دین در کاری از کارها نیستند، نزدیکترین مانند باین دو چهارپایان چرنده می باشند، در چنین روزگار (که حمله علم یافت نمی شود) علم به مرگ حمله و نگهدارش می میرد (از بین می رود).

قسمت سوم حکمت:

7- بار خدایا آری («اللّهمّ بلی» در اینجا به منزله کلمه استثناء است) زمین خالی و تهی نمی ماند از کسیکه به حجّت و دلیل دین خدا را بر پا دارد (و آن کس) یا آشکار و مشهور است (مانند یازده امام علیهم السّلام) یا (بر اثر فساد و تباهکاری) ترسان و پنهان (مانند امام دوازدهم عجّل اللّه فرجه) تا حجّتها و دلیلهای روشن خدا (آثار نبوّت و احکام دین و علم و معرفت) از بین نرود (باقی و برقرار ماند، ابن میثم «رحمه اللّه» می فرماید: این فرمایش تصریح است باینکه وجود امام در هر زمانی بین مردم چندان که تکلیف باقی است واجب و لازم است) و ایشان چندند و کجایند (یا تا چه زمانی ترسان و پنهانند)

بخدا سوگند از شمار بسیار اندک هستند، و از منزلت و بزرگی نزد خدا بسیار بزرگوارند، خداوند بایشان حجّتها و دلیلهای روشن خود را حفظ میکند تا آنها را بمانندانشان سپرده و در دلهاشان کشت نمایند (تا دنیا از دین و علم و حکمت تهی نماند)

8- علم و دانش با بینائی حقیقی بایشان یک باره رو آورده، و با آسودگی و خوشی یقین و باور بکار بسته اند، و سختی و دشواری اشخاص به ناز و نعمت پرورده را سهل و آسان یافته اند (برای خوشنودی خدا با همه سختیهای دنیا ساخته و پارسائی پیش گرفته دلبستگی بدنیا ندارند) و بآنچه (بی کسی و رنج و تنگدستی و گرفتاری که) نادانان دوری گزینند انس و خو گرفته اند، و با بدنهائی که روحهای آنها بجای بسیار بلند (رحمت خدا) آویخته در دنیا زندگی میکنند، آنانند در زمین خلفاء و نمایندگان خدا که (مردم را) بسوی دین او می خوانند، آه آه بسیار مشتاق و آرزومند دیدار آنان هستم (پس فرمود:) ای کمیل اگر می خواهی برگرد.