از نامه های آن حضرت علیه السّلام است به حاکمهای شهرها در باره (اوقات) نماز:
پس از ستایش خدای تعالی و درود بر حضرت مصطفی، با مردم نماز ظهر گزارید (از هنگام میل خورشید از وسط آسمان بسمت مغرب) تا زمانیکه سایه آفتاب برگردد بقدر (دیوار) آغل بز (تا سایه هر چیز بقدر آن گردد، و این وقت فضیلت آنست، و در چند نسخه از نهج البلاغه «حین تفیء الشّمس مثل مربض العنز» است یعنی آنگاه نماز گزارید که سایه بقدر دیوار آغل بز گردد) و با ایشان نماز عصر گزارید هنگامیکه آفتاب سفید و جلوه دار است (پژمرده نیست) در پاره ای از روز (نه پایان آن) وقتی که در آن (تا غروب) دو فرسخ راه بتوان پیمود (اقوال و اختلاف فقهاء و مجتهدین در تحدید وقت ظهر و عصر بسیار و محلّ آن کتب فقهیّه است، و گفته اند: جمعی بظاهر فرمایش امام علیه السّلام در اینجا استدلال کرده نماز ظهر و عصر را با هم خواندن جائز ندانسته اند، ولی روایات و فتاوی مجتهدین به درست بودن با هم خواندن گویا است) و با آنان نماز مغرب بخوانید هنگامیکه روزه دار افطار میکند، و حاجّ (از عرفات) بمنی روانه میشود، و با آنها نماز عشاء گزارید هنگامیکه سرخی (از جانب مغرب) پنهان میشود تا سه یک از شب، و با آنان نماز بامداد گزارید هنگامیکه مرد روی رفیق و همراه خود را ببیند،
و با ایشان نماز گزارید مانند نماز ناتوانترین آنها (از مستحبّات بکاهید) و سبب فتنه و فساد نباشید (نماز را آنقدر طول نداده دراز نکنید که نمازگزاران با شما توانائی نداشته باشند و بر اثر آن به جماعت حاضر نشوند. علّامه مجلسیّ، رحمه اللّه، در مجلّد هیجدهم کتاب بحار الأنوار از ارشاد القلوب دیلمیّ نقل می فرماید که علیّ علیه السّلام روزی در جنگ صفّین که مشغول زد و خورد بود در بین دو لشگر آفتاب را می پایید، ابن عبّاس عرض کرد یا امیر المؤمنین این چه کاری است فرمود بزوال می نگرم که نماز گزاریم، ابن عبّاس گفت: آیا این هنگام وقت نماز است در حالیکه جنگ ما را از نماز باز داشته حضرت فرمود: ما با ایشان نمی جنگیم مگر برای نماز، ابن عبّاس گفت: هرگز حضرت نماز شب را حتّی در لیلة الهریر ترک ننمود).