از نامه های آن حضرت علیه السّلام است نیز بزیاد ابن ابیه (که در آن او را به اقتصاد و میانه روی و تواضع و فروتنی امر می فرماید):
پس (در صرف مال) زیاده روی مکن میانه رو باش (بیشتر و کمتر از آنچه نیازمندی صرف مکن) در امروز بیاد فردا باش، و باندازه نیازمندی خود از دارائی پس انداز نما، و زیاده (بر آن) را بجهت روز نیازمندیت (آخرتت) پیش فرست (در راه خدا به درویشان و مستمندان ببخش).
آیا امیدواری که خدا پاداش فروتنان (که بدنیا و کالای آن دل نبسته و بدستور او رفتار میکنند) را بتو بدهد و حال آنکه تو نزد او از گردنکشان (که دل بدنیا بسته و خلاف دستور او را انجام می دهند) هستی و آیا آزمندی که پاداش صدقه دهندگان (که از بینوایان دست می گیرند بدون بزرگی و خود نمائی) را برای تو واجب و لازم گرداند در حالیکه تو در عیش و خوشگذرانی غلطیده ناتوان و بیچاره و بیوه زن و درویش را از آن بهره نمی دهی؟
و جز این نیست که مرد پاداش داده میشود بکار پیش کرده، و وارد می گردد بر آنچه پیش فرستاده است، و درود بر آنکه شایسته درود است.
(ابن ابی الحدید در اینجا می نویسد: خدا خیر و نیکوئی را از زیاد دور گرداند، زیرا نعمت و نیکوئی و تعلیم و تربیت علیّ علیه السّلام را نسبت بخود تلافی کرد به چیزی که حاجت ببیان آن نیست از قبیل کردارهای زشت در باره پیروان و دوستان آن حضرت و زیاده روی در ناسزا گفتن و تقبیح کردار آن بزرگوار، و کوشش در این امور بآنچه را که معاویه به کمی از آن راضی بود، و این برای بدست آوردن رضاء و خوشنودی معاویه نبود، بلکه این کارها را طبعا انجام می داد، و در ظاهر و باطن با آن حضرت دشمنی می نمود، و خدا نمی خواست مگر آنکه به مادرش باز گشته معلوم نبودن پدرش را هویدا نماید، و از هر ظرفی آنچه در آنست تراوش میکند، و پس از او فرزندش «عبید اللَّه که برای کشتن حضرت ابا عبد اللَّه الحسین علیه السّلام از کوفه لشگر به کربلا فرستاد» آمده بد کرداریهای پدر را با تمام رسانید، و بازگشت کارها بسوی خدا است یعنی ایشان را به بدترین عذاب و کیفر خواهد رسانید).