از خطبه های آن حضرت علیه السّلام است (در صفات حقّ تعالی):

قسمت أول خطبه:

فرمان خداوند حکم لازمی است (که ردّ نمی شود) و موافق با مصلحت، و خوشنودی او مهربانی و ایمنی (از بلاها و سختیها) است، از روی علم و دانائی حکم (هر چیز را بیان) می فرماید، و از روی حلم و بردباری (گناه سزاوار آمرزش را) می بخشد.

بار خدایا سپاس ترا است بر هر چه می ستانی و می بخشی و بر بیماری هایی که بهبودی می دهی و مبتلی می سازی (در هر حال ترا باید شکر گزارد، زیرا گرفتن و بخشیدن و بهبودی و بیماری از جانب تو همه از روی حکمت و مصلحت است و هر کدام در جای خود نعمت و بخششی است که موجب شکر و سپاسگزاری است) چنان سپاسی که برای تو پسندیده تر سپاس و بسوی تو محبوبتر سپاس و نزد تو برتر سپاس باشد،

سپاسی که پر کند آنچه را که (در آسمان و زمین) آفریده ای، و برسد بآنچه که خواسته ای، سپاسی که از تو پنهان کرده نشود، و از پیشگاه تو ممنوع نگردد، سپاسی که شماره آن بریده نشود، و یاری و کمک آن نابود نگردد (خلاصه ترا سپاسگزارم به سپاسی که از همه سپاسها رجحان و امتیاز داشته باشد).

(هر چند کوشش کنیم سپاسی که سزاوار خداوندی تو است نمی توانیم بجا آوریم، زیرا) ما حقیقت عظمت و بزرگی ترا نمی دانیم، مگر آنکه می دانیم تو زنده ای هستی که همه چیز (از روی امکان و نیازمندی) بتو قائم و باز بسته است، ترانه سستی پیش از خواب (چرت زدن) و نه خواب فرا می گیرد (در قرآن کریم سوره 2 آیه 255 می فرماید: «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ، الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» یعنی ضعف و سستی پیش از خواب و خواب او را فرا نمی گیرد، آنچه در آسمانها و زمین است برای او است و هستی آنها به اراده و توانائی او است) اندیشه ای بکنه و حقیقت تو نرسیده، و دیده ای ترا در نیافته،

دیده ها را تو دریافتی، (در قرآن کریم سوره 6 آیه 103 می فرماید: «لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبیرُ» یعنی دیده ها او را در نیابد و او دیده ها را دریابد و او است باریک بین و نهان دان) و آمار کردار (بندگان) را بشمار می آوری (در قرآن کریم سوره 58 آیه 6 می فرماید: «یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بما عَمِلُوا أَحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ» یعنی یاد کن روزی را که خداوند همه بندگان را زنده کند پس آنان را بآنچه که بجا آورده اند آگاه سازد، حساب کردارشان را خداوند ضبط فرموده و ایشان آنرا فراموش کرده اند و خداوند بر هر چیز حاضر و گواه است) و (گناهکاران را) به موهای جلو سر و قدمها (یشان برای کیفر کردار) فرا می گیری (در قرآن کریم سوره 55 آیه 41 می فرماید: «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بالنَّواصِی وَ الْأَقْدامِ» یعنی گناهکاران به نشانه هاشان شناخته، و به موهای جلو سر و قدمها گرفته میشوند. در قیامت فرشتگان آنان را به علامات و نشانه ها شناخته آنگاه کاکلهای ایشان را گرفته بند بر پاهاشان نهاده به دوزخ می اندازند)

و چه چیز است آنچه ما را از آفریده تو می بینیم، و از قدرت و توانائی که تو برای آن بکار برده ای به شگفت می آییم، و آنرا از بزرگی سلطنت و پادشاهیت دانسته وصف می نمایم، و حال آنکه چیزهائی که از ما پنهان است و دیده های ما آنرا نمی بیند و عقلهای ما نزد آن باز ایستاده (درک نمی کند) و بین ما و آنها پرده هایی آویخته شده، بزرگتر است،

پس هر که دل خود را تهی گرداند (به هیچ چیز توجّه نداشته باشد) و اندیشه اش را بکار اندازد تا بداند چگونه عرش خود را (بالای هفت آسمان) بر پا کرده ای، و چگونه آفریده شدگانت را آفریده ای، و چگونه آسمانهایت را در هواء معلّق نگاه داشته ای، و چگونه زمینت را بروی موج آب گسترانیده ای، دیده او برگشته وا مانده، و عقل او شکست خورده، و گوش او از کار افتاده، و اندیشه او سرگردان است (خلاصه کسیکه دست از هر کار برداشته و تمام اندیشه خود را بکار اندازد و بخواهد یکی از حقائق و اسرار خلقت را درک کند حیران و سرگردان ماند چه جای آنکه بخواهد به همه آنها پی ببرد).

قسمت دوم از این خطبه است (در بطلان ادّعای کسیکه کردارش طبق گفتارش نمی باشد، و ترغیب مردم بدل نبستن بدنیا و پیروی از پیغمبران):

(در مردم به گمان خود ادّعاء میکند که بخدا امیدوار است سوگند به خداوند بزرگ که دروغ می گوید چگونه است حال او که امیدواریش به خداوند در عمل و کردارش نمودار نیست (اگر این شخص راست می گفت برای بدست آوردن رضاء و خوشنودی خداوند کوششی می نمود و کاری نمی کرد که موجب خشم او گردد)

پس هر که (بچیزی) امیدوار است امید او از کردارش پیدا است مگر امید بخدا که مغشوش بوده خالص نباشد، و هر ترسی مسلّم است (آثار آن در ترسیده آشکار است) مگر ترس از خدا که ناجور باشد (و نشانه ترس در ترسیده هویدا نباشد)

در کار بزرگ بخدا امید دارد (آسایش هر دو جهان را با درجات عالیه در بهشت جاوید آرزو دارد) و در چیز کوچک (متاع فانی دنیا) به بندگان خدا امیدوار است، و (نسبت) به بنده خدا طوری رفتار (و اظهار خضوع و فروتنی) می نماید که برای پروردگار نمی کند، پس چگونه است شأن خداوند «بزرگ است ستودن او» که در حقّ او تقصیر می گردد بآنچه (خضوع و فروتنی و امیدواری) برای بندگانش انجام داده میشود

آیا می ترسی در امیدواریت بخدا دروغگو باشی (گمان برده ای که بی اعتنائی نموده نا امیدت سازد، این گمان خطاء بزرگی است، زیرا فضل و رحمت او چنانکه خبر داده بزرگتر از آنست که نیکوکاران را نومید گرداند) یا اینکه او را برای امیدوار بودن سزاوار نمی بینی (که اگر او را بانجام امید خود ناتوان بدانی کفر محض است) و همین طور است حال کسیکه ادّعاء میکند بخدا امیدوار است، اگر از بنده ای از بندگان خداوند بترسد، از روی ترس قسمی با او رفتار نماید که در باره پروردگارش چنان نمی کند (چون از بنده ای بترسد سعی و کوشش نماید تا خوشنودی او را بدست آورده خشمش را دور گرداند، و لیکن جائیکه باید از خدا بترسد دل فراخ کرده کار بروز دگر اندازد) پس ترس خود را از بندگان نقد و موجود پنداشته و از آفریدگارش نسیئه و وعده،

و همچنین مانند ادّعاء کننده امید بخدا است کسیکه دنیا در نظرش اهمیّت داشته، و موقعیّت آن در دلش بزرگ باشد (کالای) آنرا بر (آنچه پسندیده) خدا (است از اطاعت و فرمانبرداری) اختیار کرده و فقط بآن رو آورده و برای آن (و هر که آنرا در دست دارد) بنده و فرمانبردار گردیده است (لذا امید و ترسش از دنیا و دنیاداران است).

قسمت سوم خطبه:

و پیروی کردن از (رفتار) رسول خدا -صلّی اللّه علیه و آله- برای تو کافی است، و بر مذمّت دنیا و معیوب بودن و بسیاری رسواییها و بدیهای آن ترا دلیل و راهنما می باشد، زیرا اطراف آن (وابستگی و دوستداری) از آن حضرت گرفته شده، و جوانب آن (دلبستگی بهمه چیز آن) برای غیر آن بزرگوار آماده گشته، و از نوشیدن شیرش (لذّتهای آن) منع شده و از آرایشهای آن دور گردیده شده،

و اگر بخواهی دوباره پیروی نمائی پیغمبری را، از موسی، علیه السّلام، که خدا با او سخن فرموده (و به کلیم اللّه ملقّب گشته) پیروی کن آنگاه که می گفت (در قرآن کریم سوره 28 آیه 24): «فَسَقی لَهُما ثُمَّ تَوَلَّی إِلَی الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إنی لِما انزلتَ إلیّ مِن خیر فقیر» یعنی پروردگارا من بآنچه از خیر و نیکوئی برایم بفرستی نیازمندم،

سوگند بخدا موسی از خدا نخواسته بود مگر نانی را که بخورد، زیرا گیاه زمین را می خورد، و بجهت لاغری و کمی گوشت سبزی گیاه از نازکی پوست درونی شکمش دیده می شد،

و اگر بخواهی سوّم بار پیروی کنی از داوود، علیه السّلام، که دارای مزامیر و زبور بود و خواننده اهل بهشت می باشد پیروی کن، بدست خود از لیف خرما زنبیلها می بافت و به همنشینان خویش می گفت: کدام یک از شما در فروختن آنها مرا کمک میکند و از بهای آنها خوراک او یک دانه نان جو بود،

و اگر خواهی پیروی از عیسی ابن مریم، علیه السّلام، را بگو (بیاد بیاور) که (هنگام خوابیدن) سنگ را زیر سر گذاشته بالش قرار می داد، و جامه زبر می پوشید، و طعام خشن می خورد، و خورش او گرسنگی بود (هنگام شدّت گرسنگی غذا می خورد تا از خوردن آن لذّت برده به خورش نیازمند نباشد) و چراغ او در شب روشنائی ماه بود، و سایه بان او در زمستان جائی بود که آفتاب می تابید یا فرو می رفت (خانه ای نداشت) و میوه و سبزی خوشبوی او گیاهی بود که زمین برای چهارپایان می رویانید،

نه زنی داشت که او را بفتنه و تباهکاری افکند، و نه فرزندی که او را اندوهگین سازد، و نه دارائی که او را (از توجّه بخدا) برگرداند، و نه (بدنیا و اهل آن) طمعی که او را خوار کند، مرکب او دو پایش بود (پیاده راه می رفت) و خدمتکار او دو دستش (هر کاری را خود انجام می داد).

قسمت چهارم خطبه:

پس (از اینکه روش حضرت رسول را راجع بدل نبستن بدنیا اجمالا پیش از بیان رویّه پیغمبران دانستی، اکنون دوباره بشنو:) به پیغمبر خود -صلّی اللّه علیه و آله- که (از همه خلائق) نیکوتر و پاکیزه تر است اقتداء نموده از آن بزرگوار پیروی کن، زیرا آن حضرت سزاوار پیروی کردن است برای کسیکه پیروی کند، و انتساب شایسته او است برای کسیکه بخواهد نسبت باو داشته باشد (یا صبر و شکیبائی او برای کسیکه شکیبا باشد سر مشق است) و محبوبتر بندگان نزد خدا کسی است که پیرو پیغمبر خود بوده و دنبال نشانه او برود (در راه او سیر نماید، چنانکه در قرآن کریم سوره 3 آیه 31 می فرماید: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبعُونِی یُحْببْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» یعنی بگو اگر شما خدا را دوست دارید از من پیروی کنید خدا شما را دوست خواهد داشت، و گناهانتان را می آمرزد، و خدا آمرزنده و مهربان است. و امّا نشانه آن حضرت این بود که)

لقمه دنیا را به اطراف دندان می خورد (نه به پری دهان یعنی در دنیا زیادتر از آنچه را که ناچار به استفاده از آن بود فرا نمی گرفت) و دنیا را به گوشه چشم نمی گریست (هیچ گونه بدنیا دل نبست) از جهت پهلو لاغرتر و از جهت شکم گرسنه ترین اهل دنیا بود، دنیا باو پیشنهاد شد (خداوند بوسیله جبرئیل اختیار کردن دنیا را باو پیشنهاد فرمود) از قبول آن امتناع نمود، و دانست که خداوند سبحان چیزی را (علاقه بدنیا را) دشمن داشته او هم دشمن داشت، و آنرا خوار دانسته او هم خوار دانست، و آنرا کوچک قرار داده او هم کوچک شمرد،

و (بنا بر این) اگر نبود در ما مگر دوستی دنیایی که خدا و رسول آنرا دشمن داشته، و بزرگ شمردن آنرا که خدا و رسول کوچک شمرده همین مقدار برای سرکشی از خدا و مخالفت فرمان او بس بود.

و پیغمبر -صلّی اللّه علیه و آله- بروی زمین (بی آنکه خوان بگسترد) طعام می خورد، و می نشست مانند نشستن بنده (دو زانو نشسته پا روی پا نمی انداخت) و بدست خود پارگی کفشش را دوخته و جامه اش را وصله میکرد، و بر خر برهنه سوار می شد، و پشت سر خویش (دیگری را) سوار میکرد،

و بر در خانه اش پرده ای که در آن صورتها نقش شده آویخته بود، پس به یکی از زنهایش فرمود ای زن این پرده را از نظر من پنهان کن، زیرا وقتی من بآن چشم می اندازم دنیا و آرایشهای آنرا بیاد می آورم،

پس از روی دل (براستی) از دنیا دوری گزیده یاد آنرا از خود دور ساخت، و دوست داشت که آرایش آن از جلو چشمش پنهان باشد تا از آن جامه زیبا فرا نگرفته باور نکند که آنجا جای آرمیدن است، و امیدواری درنگ کردن در آنجا را نداشته باشد، پس (علاقه به) آنرا از خود بیرون و از دل دور کرده، و (آرایشهای آنرا) از جلو چشم پنهان گردانید (زیرا بسیار بآن بد بین بود)

و چنین است (رفتار) کسی که چیزی را دشمن می دارد، بدش می آید بآن چشم اندازد، و نام آن در حضورش برده شود.

قسمت پنجم خطبه:

و هر آینه در روش رسول خدا -صلّی اللّه علیه و آله- است آنچه ترا بر بدیها و زشتیهای دنیا راهنما باشد، زیرا آن حضرت در دنیا با نزدیکان خود (اهل بیتش) شکم سیر نخورد، و با بزرگی مقام و منزلت او (در نزد خداوند متعال) از آن بزرگوار آرایشهای آن دور شد، پس باید اندیشه کننده بعقل خویش مراجعه کرده ببیند آیا خداوند محمّد -صلّی اللّه علیه و آله- را بآن حالت گرامی داشته یا آنکه او را خوار کرده و کوچک شمرده است،

اگر بگوید: او را خوار کرده، سوگند به خداوند بزرگ دروغ گفته و بهتان بزرگی زده (زیرا چگونه تصوّر می توان کرد که خداوند بهترین آفریده خود را که معصوم و منزّه از هر خطاء است خوار گرداند) و اگر بگوید: او را گرامی داشته، باید بداند که خداوند غیر آن حضرت را خوار کرده که دنیا را باو ارزانی داشته و آنرا از مقرّبترین مردمان بخود دور کرده است،

پس باید پیرو از پیغمبر خود پیروی کند و دنبال نشانه او برود، و در آید هر جا که او درآمده (گفتار و کردارش طبق دستور او باشد) و اگر از آن حضرت پیروی نکرد از تباه شدن (در دنیا و آخرت) ایمن نیست، زیرا خداوند محمّد -صلّی اللّه علیه و آله- را نشانه قیامت قرار داده (چون بعد از او پیغمبری مبعوث نخواهد شد) و مژده دهنده ببهشت و بیم کننده از عذاب گردانیده

(پس چون به همه احوال آگاه بود) با شکم گرسنه از دنیا بیرون رفت (از لذّت و خوشی آن بهره مند نگردید) و بآخرت با سالم ماندن (از جمیع معاصی) وارد شد، سنگی بروی سنگی نگذاشت (بنائی نساخت) تا اینکه راه خود را پوئیده (زندگانی خویش را بسر رسانده) دعوت پروردگارش را اجابت نمود (از دنیا رفت)

پس چه بسیار بزرگ است احسان و نیکوئی خدا بما از اینکه نعمت وجود آن حضرت را بما عطاء فرموده که برای ما پیشروی است که از او پیروی می کنیم، و پیشوایی است که گام در جا پای او می نهیم

(و من در همه زندگانی از آن بزرگوار پیروی نمودم بطوریکه) سوگند بخدا بر این جبّه خود چندان پینه دوختم تا اینکه از دوزنده آن شرمنده شدم، و گوینده ای بمن گفت: آیا آنرا (بعد از این همه پینه) از خود دور نمی کنی؟ گفتم از من دور شو که «عند الصّباح یحمد القوم السّری» یعنی هنگام بامداد از مردم شب رو سپاسگزاری میشود (جمله عند الصّباح یحمد القوم السّری مثلی است گفته میشود برای کسیکه رنج بر خود تحمیل می نماید تا آسایش یابد، چنانکه کاروان در گرمای تابستان چون بشب راه روند و از بی خوابی رنج برند بامداد که بمنزل رسیده از سختی گرما رهیدند، مورد تمجید شنونده ها قرار خواهند گرفت).