از خطبه های آن حضرت علیه السّلام است (در فضائل و مناقب ائمّه اطهار):

قسمت أول خطبه:

خداوند پیغمبرانش را بر انگیخته وحیش را بآنان اختصاص داد، و آنها را برای مردم حجّت و دلیل گردانید تا ایشان را (در کردارشان) حجّت و عذری نباشد (باینکه ما به اوامر و نواهی تو آشنا نبودیم) پس همه را بوسیله پیغمبران براه حقّ دعوت فرمود.

آگاه باشید که خداوند (احوال) مردم را آشکار نمود نه آنکه بآنچه پنهان داشته اند از اسرار و اندیشه هائی که در دل دارند بی اطّلاع باشد، بلکه (فرستادن پیغمبران و امر و نهی) برای آن بود که آنان را بیازماید که کردار کدام کس بهتر است (معنی آزمایش خداوند این است که چه کس در دنیا از فرمان او پیروی نموده رستگار می گردد، و که نافرمانی کرده بعذاب گرفتار میشود، نه آنکه آخر کار آنان را ندانسته بخواهد دانا گردد، چنانکه در شرح خطبه شصت و دوّم بیان شد) تا ثواب (بهشت) پاداش (کردار نیک) و عذاب (آتش) کیفر (کردار زشت) باشد.

(چون با این بیان دانستید که سبب آزمایش الهیّ چیست، پس) کجایند کسانیکه گمان میکنند که آنان در علم (اسرار خلقت و تفسیر و تأویل قرآن کریم) مطّلع و استوارند، بجز ما اهل بیت ادّعای آنان دروغ و ستم بر ما است، زیرا خداوند ما را برتری داده و ایشان را فرو گذاشته، و (این مقام و منزلت را) بما عطاء فرموده و آنان را بی بهره ساخته، و ما را داخل نموده و آنها را خارج فرموده،

بوسیله ما هدایت و راهنمائی طلب می گردد، و بینائی از کوری و گمراهی خواسته میشود،

محقّق است که ائمّه و پیشوایان دین از قریش هستند که از هاشم بوجود آمده اند (و از نسل علیّ و فاطمة علیهما السّلام ظاهر گشته اند): امامت و خلافت بر غیر ایشان سزاوار نیست و خلفای غیر آنان (که بنا حقّ روی کار آمده اند برای جانشینی پیغمبر اکرم) صلاحیّت ندارند (زیرا لازمه خلافت و امامت خصائصی است که در غیر أئمّه اثنی عشر یافت نمی شود، و این فرمایش امام علیه السّلام صراحت دارد باینکه امامت برای غیر دوازده امام شایسته نیست).

قسمت دوم از این خطبه است (در توبیخ و سرزنش بنی امیّه و پیروانشان):

دنیا را اختیار کرده آخرت را پشت سر انداختند، و از آب صاف و گوارا (تقوی و پرهیزکاری) چشم پوشیده و آب گندیده آشامیدند (بعذاب همیشگی تن دادند)

گویا می بینم یک فاسق و گناهکار ایشان (عبد الملک ابن مروان) را پیرو از منکر و کارهای زشت که با آن الفت و انس گرفته و رام و موافق گشته، تا اینکه موهای سرش بر آن کار زشت سفید گردیده و خوهایش بآن رنگ شده است (حکومت و سلطنت او بطول انجامیده، و زشتکاری جبلّیّ و غریزه او گشته) پس (بانجام هر کار زشتی) رو آورد در حالتی که کف بر لب دارد (مست و بی پروا است) مانند دریای بزرگ پر موجی که باک ندارد از آنچه غرق می گرداند، یا مانند افتادن آتش در گیاه خشک که نیندیشد از آنچه می سوزاند

(در چنین زمانی) کجایند عقلهای افروخته شده به چراغهای هدایت و دیده های نگرنده به نشانه تقوی و پرهیزکاری

کجایند دلهایی که بخدا تخصیص داده شده و بطاعت و بندگی خدا بسته شده اند (کجایند طرفداران پیشوایان دین که بجز اطاعت و فرمانبرداری خدا پیشه ای ندارند)

(در حالیکه بنی امیّه) بمتاع دنیا هجوم آورده و برای حرام با یکدیگر زد و خورد می نمایند،

و نشانه بهشت و آتش برای ایشان نمایان است، پس از بهشت رو گردانده و با اعمال و کردارشان به آتش توجّه نموده اند،

و پروردگارشان آنها را (براه رستگاری) دعوت فرموده، آنان رمیده پشت گردانیدند، و شیطان ایشان را (براه ذلّت و بد بختی) خوانده، آنها دعوتش را پذیرفته بآن رو آوردند.