خداوند، رسولان خود را فرستاد و وحی خویش ویژه آنان ساخت. و آنها را بر آفریدگان خود حجت گردانید تا از آن پس، آفریدگان را حجتی نباشد و عذری نماند. بندگان خود را به زبان راستگوی پیامبران به راه حق فراخواند.

بدانید، که خداوند از حال درون مردمان پرده برگرفت و آن را آشکار ساخت. نه آنکه، بر رازی، که در درون می پرورند و اسراری که در دل پنهان کرده اند، آگاه نبود، بلکه می خواست بیازمایدشان که کدامیک در عمل بهتر از دیگران است، تا پاداش نیک جزای نیکان شود و کیفر بد سزای بدکاران.

کجایند کسانی که پنداشتند که راسخان در علم آنهایند، نه ما اهل بیت؟ بر ما دروغ می بندند و ستم روا می دارند. خداوند ما را فرا برده و آنان را فروهشته. به ما عطا کرده و آنان را محروم داشته، ما را به درون برده و آنها را از در رانده است.

راه هدایت به پایمردی ما طلب شود و کوری و گمراهی به ما از میان برود. هر آینه، پیشوایان از قریش هستند. نهال پیشوایی را در خاندان هاشم کشته اند. پیشوایی غیر ایشان را سزاوار نیست و ولایت و امامت را کسی جز ایشان شایسته نباشد.

دنیای ناپایدار و گذرا را برگزیدند و آخرت را واپس داشتند. زلال صافی را رها کردند و آب گندیده ناگوارا را آشامیدند. گویی بزهکارشان را می نگرم که به زشتکاری الفت یافته و انس گرفته و با آن موافق گشته است. تا آن گاه، که موی سرش در گناه سفید شده و همه رفتار و کردارش رنگ گناه گرفته است. سپس کف بر دهان آورده، در این حال، همانند دریای مواجی است که از غرق کردن هیچکس و هیچ چیز باک ندارد. یا همانند شعله ای سرکش است که در گیاهان خشک در گرفته و هر چه را یابد می سوزاند و نابود می کند.

کجایند خردهایی که از چراغهای هدایت روشنی می جستند و کجایند دیدگانی که به نشانه های پرهیزگاری می نگریستند و کجایند دلهایی که فقط به خدا تعلق داشتند و به اطاعت و بندگی او پیمان بسته بودند.

بر سر متاع بی ارزش دنیا ازدحام کردند و برای اندک حرامی با یکدیگر به نزاع برخاستند. نشان بهشت و دوزخ برایشان افراخته و نمایان است. ولی از بهشت روی گردانیده، با اعمالشان روی به دوزخ می نهند. پروردگارشان ایشان را فراخواند، برمیدند و، روی واپس کردند، شیطان آنها را فراخواند، دعوتش را اجابت کرده، روی به سوی او نمودند.