امام علیه السّلام در سخن دیگر خود که هم در این معنی (در باره امر بمعروف و نهی از منکر) می باشد فرموده است:

از ایشان (انکار کنندگان) بدست و زبان و دل خود منکر را انکار میکند پس او خوهای نیک را تمام نموده است،

2- و از آنها به زبان و دل خویش انکار می نماید نه به دستش او بدو خصلت و خو چنگ زده و یکی (انکار بدست) را تباه ساخته است،

3- و از آنان به دلش انکار میکند نه بدست و زبانش او دو خصلت را تباه نموده که شریفترین سه خصلت می باشد و بیک خصلت (انکار بدل) چنگ زده است (چون انکار بدل بدون انکار بدست و زبان در خارج سودی ندارد از اینرو آن دو خصلت را شریفتر دانسته)

4- و از ایشان ناشایسته را به زبان و دل و دستش انکار نمی کند پس او مرده زندگان است (زیرا اگر او را توانائی نیست لا اقلّ باید بدل انکار نماید و گر نه در ایمان بخدا راستگو نمی باشد چون هر که خدا را دوست دارد باید گناهکار دشمن خدا را دشمن بدارد)

5- و همه اعمال نیکو و جهاد در راه خدا در پیش امر بمعروف و نهی از منکر نیست مگر مانند آب دهن انداختن در دریای پهناور (چون قوام اسلام بامر بمعروف و نهی از منکر می باشد)

6- و امر بمعروف و نهی از منکر اجل را نزدیک نمی کند و روزی را کم نمی گرداند (چون اجل بموقع خود می رسد و روزی کم و زیاده نمی شود خواه امر بمعروف و نهی از منکر بکند یا نکند پس هر که این عبادت بزرگ که سرمایه همه نیک بختیها است را از ترس جان یا از بیم کم شدن روزی بر اثر خشم مردم از دست دهد اندیشه اش نادرست است) و نیکوترین امر بمعروف و نهی از منکر (گفتن) یک سخن حقّ و درست است نزد پادشاه ستمگر (که آن سخن او را از ستمی باز داشته یا بخیر و نیکی وادارد).