خلاصه :    متن :     
  مخاطب :               قالب :    
 
اهمال كارى(تعلل ورزيدن)

اشاره



بحث
اهمال كارى، از جمله مباحث به ظاهر كوچك اما بسيار مهمى است كه ريشه اى اخلاقى و
روانى دارد. در اين مقاله نويسنده محترم سعى نموده است كه از منظر روان شناختى و با
رويكرد رفتار درمانى به اين معضل بپردازد و از منظر منابع دينى، نقلى و عقلى، كتاب
و سنّت نيز آن را مورد توجه قرار دهد.



1.
تاريخچه بحث



مسأله
اهمال كارى در منابع اسلامى از دير باز مورد توجه بوده و در روايات و ادعيه درباره
آن سخن به ميان آمده است. اميدوارم كه در اين نوشته، قلمرو بحث به روشنى نشان داده
شود تا راه بهرهورى بيش تر از آيات و روايات به روى آيندگان باز گردد. ناگفته
نماند كه علماى اخلاق و عرفاى اسلامى، پيوسته اهل سير و سلوك را از ابتلا به اين
نابهنجارى اخلاقى رفتارى بر حذر مى داشته اند. 1



اين
واژه در غرب، به ويژه در عرصه روان شناسى، حدود چهل سال است كه مطرح شده است. 2
تنها استاد روان شناسى كه درباره تاريخچه اهمال كارى بحث كرده است، پل ت. رينجن
باخ 3 مى باشد. وى كتابى به نام بررسى تاريخى علل اهمال كارى 4 تأليف كرده است.
هرچند موضوع انتخابى او جالب است، اما كمك چندانى براى حل مسأله ارائه نداده است.
5 پس از وى، دو نفر از نويسندگان به نام هاى آلبرت آليس 6 و ويليام جيمزنال ، 7 به
نگارش كتاب روان شناسى اهمال كارى 8 همت گماردند كه در نوع خود كارى بديع و قابل
ارائه است.



اما
دغدغه خاطر نگارنده اين است كه اين آسيب را بازشناسى كرده و راه تحقيق را صرفاً به
تجربه محدود نسازد و از راه كارهاى وحيانى نيز در اين زمينه نيز بهره ببرد.



 



2.
تعريف اهمال كارى



روان
شناسان در تعريف اهمال كارى گفته اند: اهمال كارى اين است كه كارى را كه تصميم به
اجراى آن داريم به آينده موكول كنيم. 9 در يك كلمه مى توان گفت: جوهره اين آسيب
روانى به تعويق انداختن، تعلل ورزيدن، سبك گرفتن و سهل انگارى در كار است.
بنابراين، اهمال هم در امور فردى و هم جمعى معنا و مفهوم پيدا مى كند. در نهايت مى
توان گفت: در همه اين معانى نوعى اين دست آن دست كردن نهفته است.



در
زبان عربى واژه هاى كسل، ضجر مرادف اهمال كارى است. عناوينى چون تهاون 10 و إبطاء
چندان دور از اين واژه نيستند. 11 دو واژه مماطله و تسويف نيز مرادف اهمال كارى
اجتماعى است كه در قول و قرارهاى زمانى تحقق پيدا مى كند. در كلام صاعدِ امام
سجاد(عليه السلام) در دعاى ابوحمزه اين گونه آمده است: «و قد افنيت بالتسويف و
الآمال عمرى»; 12 خدايا من عمرم را به امروز، فردا كردن (در عمل به عهد و پيمانى
كه با تو داشته ام) و آرزوهاى طولانى و بلند، گذرانده ام. در دعاى كميل تحت عنوان
مطال اين گونه آمده است: «و خدعتنى الدنيا بغرورها، و نفسى بجنايتها و مطالى»; 13
دنيا به وسيله فريفتن خود و نفسم به جنايت و سهل انگاريش مرا گول زده است.



واژه
بطئ به معنى كُندى، معناى اهمال را مى رساند. «و ان كنت بطيئا حين يدعونى»; 14
گرچه هنگامى كه تو مرا به سوى خود خوانده اى، من كندى (سستى) به خرج داده ام. «او
لعلك آلف مجالس البطالين فبينى و بينهم خليتنى»; 15 خدايا! مبادا مرا مأنوس به هم
صحبتى آنان كه عمر خود را به بيهودگى مى گذرانند ديده اى، كه توفيق دعا و عبادت را
از من گرفته اى؟



بنابراين،
اهمال كارى آسيبى روانى است كه از حالات نفس آدمى است. امام على بن الحسين (عليه
السلام) در مناجاتى به درگاه خداوند اين گونه از نفس خود گلايه دارند: «الهى اليك
اشكوا نفساً بالسوء ... و تسوّفنى بالتوبة»; 16 خدايا از نفسم شكْوه دارم كه...
توبه امروزم را به فردا مى افكند. امام به روشنى تسويف را از حالات نفس انسانى
دانسته اند.



3.
ويژگى هاى اهمال كار



1.
اهمال كار، تصميم به انجام كارى مى گيرد ولى بدون علت شناخته شده آن را به تعويق
مى اندازد.



2.
بى شك همگان، حتى مبتلايان به اهمال كارى، اين آسيب روانى را نكوهش كرده و از آن
تنفر دارند; 17 زيرا اين حالت در واقع، مصداق ناسپاسى است، حال آن كه، انسان ها بر
مبناى فطرت خود تمايل به سپاس گزارى دارند و به آن اظهار علاقه مى كنند. بنابراين،
اين بيمارى را برخود و ديگران بر نمى تابند.



3.
اهمال كارى به سرعت به صورت عادت در افراد ظاهر مى شود و از نظر آمارى، اين عادت
نزد بيش تر مردم رايج است. آلبرت آليس و ويليام جيمزنال مى گويند: حدس ما آن است
كه 95 درصد مردم به اين بيمارى مبتلا هستند. 18 پس، درمان آن به سهولت انجام پذير
نخواهد بود. بدين جهت، امام حسن عسكرى(عليه السلام)مى فرمايند: «رد المعتاد عن
عادته كالمعجز»; 19 كسى كه به چيزى عادت كرده، باز گردانيدن او از عادتش شبيه
معجزه است.



4.
اين بيمارى مسرى است و از حالتى به حالت ديگر و از انسانى به انسان ديگر و از فرد
به جامعه و از جامعه اى به جامعه ديگر سرايت مى كند. بنابراين، بايد به تأثير و
تأثرات آن توجه جدى داشت; چرا كه مى تواند به خانواده، جامعه، ملت و فرهنگ يك كشور
آسيب رساند. پژوهش هاى روان شناسى بالينى نشان مى دهد كه اين عادت در جوامع مختلف
شايع و روندى رو به رشد دارد. 20



4.
انواع اهمال كاران و مراتب آن



انسان
ها گاه به چيزى آگاهى مى يابند و گاه نسبت به آن جاهل اند. اميرالمؤمنين على(عليه
السلام) مى فرمايند: «... و عالمكم مسوّف»; 21 آن كه عالم و آگاه است در امور
روزمره به اهمال كارى مبتلا مى شود و در زمانى ديگر به آن معتاد مى شود. ولى همه
به يك نوع اهمال مبتلانيستند.بنابراين،اهمال كارى داراى انواع ومراتب متعددى است.
22 مى توان گفت:اهمال كاران همگى با صورت مسأله برخورد يكسانى ندارند، چنانچه:



1.
برخى اهمال كاران اصلا توجهى به رفتار مسامحه آميز خود ندارند. در واقع، به نوعى
مبتلا به غفلت هستند. 23 بنابراين، بايد در انتظار طلوع بيدارى آنان ماند; يا خود
بيدار شوند و يا بيدارشان كنند.



2.
بعضى به اين رفتار خود اعتراف داشته ولى قضاوتى درباره آن ندارند. از آن جا كه اين
افراد به زشتى آن پى نبرده اند، به فكر اصلاح خود برنمى آيند.



3.
گروهى از اهمال كارى خود آگاهى دارند ولى آن را چندان زشت نمى شمارند و حتّى اين
برچسب را به خود مى پذيرند. درمان ايشان نسبت به گروه هاى پيشين، قدرى مشكل تر
است. قرآن كريم اين گروه را بيش از همه به خسران و زيان نزديك ديده است، آن جا كه
مى فرمايد: «قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالا، الذين ضل سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم
يحسبون انهم يحسنون صنعا» (كهف: 103و104); (اى پيامبر) آيا به شما خبر دهيم كه
زيان كارترين (مردم) در كارها چه كسانى هستند؟ آن ها كه تلاش هايشان در زندگى دنيا
گم (و نابود) شده، با اين حال، مى پندارند كار نيك انجام مى دهند.



4.
افرادى كه به اين نارسايى اخلاقى، روانى توجه پيدا كرده و خود را نيز بر اين رفتار
نابهنجار سرزنش و ملامت مى كنند، اما راهكار درمان و برخورد مناسب با آن را نمى
دانند.



نكته:
بايد توجه داشت كه درست به همين دليل، ميزان تأثر و ناراحتى اهل اهمال و تساهل نيز
يكسان نيست.



5.
آثار اهمال كارى



آثار
اهمال كارى را مى توان در امورى چند خلاصه كرد كه عبارتند از:



1.
بيش تر افراد از تأخير در انجام كار خود و ديگران پشيمان و ناراحتند.



2.
اهمال كاران در خود احساس پوچى و بى ارزشى مى كنند. حضرت باقرالعلوم(عليه السلام)
بستر اهمال كارى و تسويف را به دريايى تشبيه فرموده كه غرق شدگان در آن ورطه را به
هلاكت مى رساند: «اياك و التسويف، فانه بحر يغرق فيه الهلكى.» 24



3.
در بيش تر گزارش هايى كه اهمال كاران داده اند، اين نكته جلب توجه كرده كه همه از
بى اعتمادى به نفس خود گلايه كرده اند. 25



4.
بالاخره، استمرار بر اهمال كارى انسان را به وادى حيرت و سرگردانى سوق خواهد داد.
چنانچه امام صادق(عليه السلام) به اين واقعيت اشاره مى فرمايند: «... و طول
التسويف حيرة.» 26



6.
نتيجه اهمال كارى



شخص
اهمال كار به چند عارضه مبتلا خواهد شد كه برخى از آن ها عبارتند از:



1.
افسردگى;



اين
بيمارى خود گواه و نشانه اين است كه اهمال كار مى خواهد خود را از رنج اهمال كارى
نجات دهد. افسردگى داراى نشانه هايى چون: خستگى، سر دردهاى شديد، بى خوابى،
فشارخون و زخم معده است.



لازم
به يادآورى است تا هنگامى كه اهمال كارى به شكل اعتياد در نيامده، افسردگى ناشى از
آن درمان پذير است. اما هنگامى كه اهمال كارى عادت شد، درمان آن بسيار دشوار مى
شود. 27



2.
وحشت زدگى درونى،



دلهره
و احساس ترس هاى درونى;



3.
بى كنترلى و بريدگى.



ناگفته
نماند كه ويژگى هاى مزبور، خود از نشانه هاى شكست روحى شخص اهمال كار مى باشند. 28



بررسى
علل اساسى و ريشه يابى اهمال كارى



اگر
بتوانيم اهمال كارى را ريشه يابى كنيم، بى ترديد درمان آن سهل و آسان خواهد بود.
اينك نوبت آن فرا رسيده كه به برخى ريشه ها و عوامل اساسى اهمال كارى توجه كرده
راهى براى درمان آن بيابيم.



روان
شناسان چند عامل مهم را براى اين آسيب روانى نام برده اند كه آن ها را در دو دسته
كلى، مورد بررسى قرار مى دهيم:



1.
آسيب ها و نابهنجارى هايى كه مربوط به روان شخص اهمال كار است; همچون: خودكم بينى،
توقع بيش از حد از خود، پايين بودن سطح تحمل، كمال طلبى وسواس گونه، اشتياق به لذت
جويى كوتاه مدت، فقدان قاطعيت، و عدم اعتماد به نفس.



2.
آسيب هايى كه در ارتباط با ديگر اشخاص و يا محيط اطراف، خود را نشان مى دهد;
مانند: نارضايتى از وضع موجود، عدم تسلط بر كار، نگرش منفى به كار، نگرش غير واقع
بينانه از ديگران، احساس عدم مسؤوليت در برابر ديگران، لجبازى با ديگران، اهمال
كارى و پرخاشگرى انفعالى، بر چسب زدن به اين و آن.



الف.
آنچه تنها به شخص اهمال كار بستگى دارد



1.
احساس خودكم بينى :



29
اين احساس بر اثر سه برخورد اجتماعى حاصل مى شود.



1.
كسى كه از خود توقع دارد كه كارى كه به انجام مى رساند، از همه بهتر و كامل تر
باشد هميشه رفتار او همراه با ترس، اضطراب و تشويش ناخواسته است. 30



2.
به طور طبيعى همه خواهان جلب محبت ديگران هستند، ولى چون نمى توانند به اوج آن دست
يابند، بنابراين، رنجيده خاطر شده و در نهايت نسبت به آنان خصومت مىورزند. 31



3.
هركس دوست دارد بر ضعف شخصيت خود غالب آيد، اما درصد كمى از انسان ها بر آن فايق
مى آيند. درنتيجه، به اضطراب و نا اميدى مبتلا مى گردند.



به
نظر مى رسد، بهترين درمان براى رهايى از اين حالت اين است كه انسان كارى كند كه به
حيطه ولايت خداوندى وارد شود تا به آرامشى جدى دست يابد. ولايت به معناى سرپرستى
است; بر مبناى تحقيقى درون دينى، تعلّق تدبير خداوند بر موجودات ذى شعور (مانند
انسان) همان ولايت است. تا آنجا كه دانسته شده خداوند متعال بر بندگان سه گونه
ولايت دارد: ولايت عام، ولايت خاص، و ولايت اخص. ولايت عام آن گونه تدبيرى است كه
بر همگان، خواه مؤمن ويا بى ايمان، يكسان اعمال مى گردد. اما هر كه از ولايت عام
خداوند بهره برد و از اين نعمت سپاسگزارى كند، خود را در معرض لطف ويژه او، يعنى
ولايت خاص، قرار مى دهد. ولايت اخص، گونه اى برتر با شكرى بى حد و حصر است كه
اختصاص به معصومان(عليهم السلام)دارد. 32 در قرآن آمده است: « الا ان اولياء الله
لا خوفٌ عليهم و لا هم يحزنون » (يونس: 62). اين جاست كه با قدرت و قوايى بى حد و
حصر و با شتابى غيرقابل تصور به جلو حركت مى كند.



2.
دم بينى :



برخى
انسان ها زمان كوتاهى از عمر خويش را مى بينند. گويا همه چيز امروز است و فردايى
وجود ندارد، گو اين كه دم غنيمت بايد شمرد. ليكن برنامه براى آينده نداشتن و تنها
به امروز نظركردن، برنامه ريزى را به مخاطره مى اندازد. بسيارى از كسانى كه به
مادى گرايى تمايل دارند داراى چنين بينشى هستند. چنانچه ياران موسى(عليه
السلام)وقتى از شرّ فرعونيان نجات يافتند، هنگامى كه عبورشان به گروهى افتاد كه در
برابر بت ها به سجده افتاده بودند، بى محابا گفتند: « اجعل لنا الهاً كما لهم آلهه
» (اعراف: 138); اى موسى همان گونه كه آن ها داراى بت هستند، براى ما هم الهه اى
را قرار بده تا در برابر آن ها كرنش كنيم. همين انديشه بيمارگونه بالاخره آنان را
به گوساله پرستى سوق داد. اين گونه افراد در امر دنيا هم موفق و پيروز نخواهند
بود; چرا كه تنها مزد امروز را مى خواهند و به آينده بى توجهند.



3.
توقع بيش از حد از خود :



اگر
شما در رفتار خويش توقع بيش از توان خود را داشته باشيد، به ناچار نمى توانيد به
موقع به وعده خود وفا كنيد. متأسفانه كامل گراها، ستارگان را هدف قرار مى دهند ولى
جز هوا نصيبشان نمى شود. 33 هرچند دقت در انجام كار براى خوب انجام گرفتن لازم
است، اما تندروى در اين خواسته نوعى آرمان گرايى است كه منجر به شكست مى شود.
گفتارى از مولى على(عليه السلام)گوياى همين واقعيت است: «به راستى كه زيان كارترين
مردم در معامله و نااميدترينشان در تلاش و كوشش كسى است كه تن خويش را در راه به
دست آوردن آرزوهاى خود فرسوده كند...» 34



بى
شك توقع بيش از حد از ديگران نيز منجر به شكست و رو در رويى خواهد شد. امام
على(عليه السلام) در بيان ديگرى مى فرمايند: «من كلفك ما لاتطيق فقد افتاك فى
عصيانه»; 35 هر كه تو را به آنچه در توان و طاقت تونيست وادار كند، در حقيقت تو را
درگير با خود كرده است.



4.
پايين بودن سطح تحمل 36 :



كودك
هرگاه از چيزى بدش آيد، به وسيله جيغ كشيدن و فرياد زدن ناخوشنودى خويش را ابراز
مى دارد. به تدريج هرچه زمان مى گذرد و او بزرگ تر مى شود، بر اثر تجارب افزوده
شده، قدرت تحمل پذيرى او بالا مى رود. برخى در برابر ناملايمات شكيبا و صبورند ولى
بعضى ها خيلى زود از كوره در مى روند.



به
اعتقاد ما ميزان تحمل پذيرى افراد به سرشت، خُلق و خوى، ميزان تأثر آن ها، ساختار
فيزيولوژى 37 و قدرت اراده آنان بستگى دارد. 38 بايد گفت: به طور كلى كسانى كه به
زندگى خوش بين ترند، ناملايمات زندگى را آسان تر گرفته و كار براى آنان رنج آور
نخواهد بود.



5.
كمال گرايى وسواس گونه :



گرچه
كمال جويى در نهاد همه انسان ها نهفته شده است و دقت براى خوب انجام گرفتن لازم
است، اما كمال گرايى وسواس گونه راه مناسبى براى بالا بردن كيفيت نيست; چرا كه
هميشه برآيند وسواس جز اضطراب و عقب نشينى در انجام كار چيز ديگرى نخواهد بود.



حضرت
نبى اكرم(صلى الله عليه وآله)در بيانى مى فرمايند: «... يا اباذر اياك و التسويف
بأملك فانك بيومك و لست بما بعده فان يكن غد لك لم تندم على ما فرطت فى اليوم»; 39
اى اباذر، تو را از امروز و فردا كردن به خاطر آرزوى درازت بر حذر مى دارم. چرا كه
تو براى امروزت هستى و نه براى روزهاى آينده. بله، اگر [قدر امروزت را دانستى] و
براى تو فردايى بود، براى آنچه در آن روز گذشته به دست آورده اى، هرگز پشيمان
نخواهى شد.



6.
لذت جويى و راحت طلبى 40 :



بسيارى
از اهمال كارى ها نتيجه لذت جويى آنى و بى تابى در رسيدن به خوشى زودگذر است; 41
براى مثال، كسى كه به برنامه هاى جدى درسى خود بى اعتناست و بيش تر وقت خود را،
حتى در ايام امتحانات به بازى، شب نشينى، تفريح و... مى پردازد و يا داوطلب دوره
دكترى كه به بهانه امتحانات سخت براى ورود به آن، از اين فكر صرف نظر كرده و راه
پيشرفت را بر خود مسدود مى كند و... .



آفات
لذت گرايى آنى و راه هاى درمان آن



براى
اين كوته بينى، آفاتى را مى توان مورد توجه و دقت قرار داد; نظير اين كه:



1.
اگر شما در رفتار خود هميشه به لذت زودگذر بينديشيد و راحتى را بر همه چيز مقدم
بداريد، نمى توانيد با ديگران ارتباط بر قرار كنيد. توجه به اين نكته لازم است كه در
پَس ارتباطات اجتماعى، راحتى هاى فراوانى نهفته است كه شما از ترس يك ناراحتى
خيالى و موقت ذهنى، از مزاياى آن صرف نظر كرده ايد. 42 دراحاديث اهل بيت(عليهم
السلام)به روشنى اين مطلب گوشزد شده است. اين جا به چند نمونه از آن ها اشاره اى
خواهيم داشت: اميرالمؤمنين(عليه السلام) در گفتارى از آثار لذت ها پرده بردارى مى
كنند: «كم من شهوة ساعه اورثت حزنا طويلا»; 43 چه بسا ساعتى كامروايى، اندوهى
طولانى را به بارآورد و غم و غصه اى فراوان را در پى داشته باشد. و در بيانى ديگر،
درباره كسانى كه توجه به خطرات لذت هاى انحرافى داشته ولى با اين همه آن را طلب مى
كنند، مى فرمايند: «عجبت لمن عرف سوء عواقب اللذات كيف لا يعف!»; 44 در تعجبم از
آن كس كه به نتايج بد لذت ها شناخت دارد ولى از آن دست نكشيده و عفت به خرج نمى
دهد!



2.
شما با تلقين به خود، به بارورى اين انديشه كه، تحمل ديگران كار دشوارى است، كمك
كرده ايد. چرا به خود نمى گوييد، من با وجود مشكلاتى كه وجود دارد، سعى مى كنم با
ديگران رابطه برقرار كنم؟ براى من هيچ چيز تحمل ناپذير نيست. 45



3.
روى آوردن به لذت جويى دراز مدت. 46 رفتار شما، به عنوان كسى كه به لذت هاى آنى،
يعنى زندگى لحظه اى، نمى انديشد و به خوشى هاى آينده نظر دارد، كاملا منطقى خواهد
بود. براى دستيابى به لذت هاى ماندنى شكى نيست كه بايد انتخاب بهترى داشت. كسى كه
آرزوى رسيدن به مرحله فارغ التحصيلى را دارد، بايد بتواند از تفريحات زودگذر صرف
نظر كند تا وقت مناسبى براى مطالعه امتحانات خود پيدا كند. كسى كه با وجود مشكلات
موجود، اوقاتش را صرف كار آموزى هاى لازم مى كند تا كار مشخصى را به عهده گيرد، در
حقيقت مشكلات آنى را به خاطر آينده تحمل كرده است. 47 در دستورات اولياى دين هم
مردم به ترك لذات ناپايدار براى رسيدن به لذات پايدار و ماندنى تشويق شده اند. از
امام على(عليه السلام)نقل شده است: «اسعد الناس من ترك لذة فانيه للذة باقيه»; 48
خوشبخت ترين مردم كسى است كه لذت ناپايدار (دنيا) را به خاطر لذت پايدار (آخرت)
واگذارد.



7.
فقدان قاطعيت :



امروز
روز تعطيلى اوست، تازه از خواب بيدار شده، اتاقش كثيف و همه چيز نامرتب است. او از
آن وضع نفرت دارد، از خودش هم بدش مى آيد ولى نمى داند چه كند و از كجا شروع كند.
اين توصيف كسى است كه دچار اهمال كارى شده، و در نتيجه او را مهمل مى نامند. كسى
كه از كار كردن مى ترسد، در نتيجه بايد كارش را مضاعف انجام دهد 49 و خود را بى
محابا در معركه اشتغال به آن كار بيندازد. بيانى از اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل
شده كه خود حاوى تحليل روانى بلندى است. آن حضرت مى فرمايند: «اذا هبت امرا فقع
فيه، فان شدّه توقيه اعظم مما تخاف منه»; 50 چون از كارى ترسيدى وارد آن كار شو، [زير]
كه خود را سخت پاييدن دشوارتر باشد از وارد نشدن در كار.



8.
اضطراب :



ناراحتى
هاى ناشى از اضطراب، مانند تند بادى سهمگين بر وجود انسان مىوزد، به گونه اى كه هر
وزش آن خود عاملى براى به تعويق انداختن كارهاى ديگر است. آثار ترس به صورت هيجان،
شرم، احساس گناه و افسردگى بروز مى كند. با روش درمانى عقلانى ـ هيجانى با اين
آسيب هاى روانى مى توان مبارزه كرد. 51 در ادامه، درباره اين روش درمانى سخن
خواهيم گفت.



اما
درمان اضطراب از ديدگاه آيات قرآن كريم، به ياد خداوند بودن است: « الا بذكر الله
تطمئن القلوب » (رعد: 28). و به گفته عرفاى اسلامى، با استفاده از آيات الهى، نماز
ذكر اكبر است: «و لذكر الله اكبر» (عنكبوت:45). چنان كه تسبيحات حضرت فاطمه
كبرى(عليها السلام)«ذكر عظيم» دانسته شده است. 52 ناگفته نماند كه ذكر زبانى در
مرتبه اى دون ذكر قلبى و جوارحى قرار دارد. 53 در آخر توجه به اين نكته ضرورى است
كه كمال نهايى و سعادت حقيقى انسان در گرو رضايت و قرب الهى است و بس، نه اين كه
همچون برخى اومانيست ه 54 چشم به دهان ديگر انسان ها دوخته و سر به آستان انسان
هاى ديگر بساييم.



ب.
مواردى كه به شرايط محيطى بستگى دارد



اكنون
به گروه ديگرى از عوامل مؤثر در اهمال كارى، كه در ارتباط با ديگرانسان ها (يعنى
غير شخص اهمال كار) مى باشند و نيز راه هاى درمان آن ها اشاره مى كنيم:



1.
نارضايتى از وضع موجود :



برخى
پنداشته اند كه بها دادن بيش از حد به امور مادّى همچون: خوب خوردن، خوش گذراندن و
... از عوامل جدى خودكم بينى مى باشد و خودكم بينى به اهمال كارى منتهى مى شود.
اما بايد گفت: دارايى و فقر در ابتلا به اهمال كارى نقش چندانى ندارد. هرچند اين
خودكم بينى مى تواند بر بستر دارايى و يا نادارى قرار گرفته و انگلوار به حيات خود
ادامه دهد، ولى به نظر مى رسد، آنچه بيش از همه در ايجاد اهمال كارى مؤثر است
عبارت است از: «پر توقعى و عدم رضايت از وضع موجود.» آرى! پرتوقعى و نارضايتى از
وضع موجود دو عامل مؤثر براى ايجاد سرخوردگى است.



در
كتاب بشارة المصطفى لشيعه المرتضى آمده است: «اوصانى خليلى ابوالقاسم(عليه السلام)
بسبع لا ادعهن على كل حال الى ان اموت: أن انظر الى من هو دونى و لا أنظر الى من
هو فوقى...». 55 سلمان فارسى گويد: دوست گرامى ام رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)
مرا به چند نكته سفارش كردند كه تا آخر عمرم آن ها را از دست نخواهم داد. يكى از
سفارشات اين بود: [در امور دنياى خود] به پايين دست خود بنگر، نه به بالا دست خود.
در وضعيت دوم چون ترس از عدم موفقيت بر جان شخص، غالب مى شود. بنابراين، او نمى
تواند سعى و تلاش خود را با آرامش به انجام رساند و به شكست مى انجامد. پس وحشت و
اضطراب بار ديگر سرك كشيده، مانع موفقيت او مى شود. بنابراين، هر كارى كه شروع مى
كنيد، بايد از پيش، خود را براى مواجهه با برخى مشكلات پيش بينى نشده آماده سازيد.
در حالى كه، اين احتمال و آمادگى كاملا طبيعى و منطقى است.



هربرت
برث 56 معتقد است كه «تحمل ناپذيرى در ميزان شناخته شده در فرد، موجب حركت و
سازندگى مى شود، و در حد افراط، موجبات بى رمقى و رخوت او را فراهم مى كند.» 57



2.
نگرش منفى نسبت به كار 58 :



اگر
از شما رفتارى سر زند كه آن را ناپسند و گناه تلقى كنيد، بى شك از آن بابت در خود
احساس شرمسارى، انفعال، اضطراب و هيجان را فراهم ساخته ايد. اين هيجان مى تواند
عامل و موجب عقب انداختن كار شود. وقتى كار را در غير زمان مقرر به استاد تحويل
داديد و او از شما به خوبى تحويل نگرفت، شرمندگى فزونى يافته و پس از آن در انجام
كار بعدى سردى بيش ترى نشان خواهيد داد كه اين همان اهمال كارى است. بلكه سردى خود
عامل پا برجايى اهمال در جان آدمى خواهد بود. 59



براى
درمان اين آفت تلاش كنيد از خطاها جداً پرهيز كنيد تا انديشه خود كم بينى در شما
زدوده گردد و تقويت نشود. توجه داشته باشيد كه در اسرع وقت اقدام عملى را بر هر
چيز ديگرى مقدم بداريد. 60



3.
نگرش غير واقع بينانه به ديگران



پل
هاك 61 و آرونت بك 62 گفته اند: «افسردگى با خصوصياتى همراه است. آدم افسرده خود
را سرزنش كرده و از ديگران ترحم مى طلبد. اين حالت ها با حس بدبينى نسبت به اين و
آن همراه است. از نظر وى، همه چيز بد جلوه مى كند، در حالى كه مردم بد نيستند.
زندگى زيبا و دوست داشتنى است.» 63



 



بنابراين،
اگر افسردگى درمان گردد و شخص به اين باور برسد كه بايد خودش از درون با بدى ها و
زشتى هاى خود به جنگ و ستيز برخيزد و از حوادث نترسد، به يقين با اهمال به مبارزه
پرداخته است.



 



4.
احساس عدم مسؤوليت در برابر ديگران 64 :



 



اگر
انسان در برابر ديگران احساس مسؤوليت نكند و تنها خودمدار باشد، در نتيجه اهميت
چندانى به ديگران نداده و در ارتباط با اين و آن كم مى آورد.



 



براى
درمان اين مشكل، از روش جايگزينى مى توان استفاده كرد; به اين معنا كه شخص لحظه اى
بينديشد كه اگر او به جاى ديگران بود دوست داشت كه دوستانش با او چگونه برخوردى
داشته باشند. امام على(عليه السلام) در نامه اى به فرزندشان امام مجتبى(عليه
السلام)نوشتند: «اى پسر جانم، سفارش مرا بفهم، و خود را ميان خويش و ديگران ترازو
قرار بده. يعنى از براى ديگرى همان را بخواه كه براى خود مى خواهى و مخواه براى او
آنچه را كه براى خويش نمى پسندى و ستم مكن هم چنان كه براى خود نمى پسندى. و نيكى
كن همان طور كه براى خود دوست دارى.» 65 در كتاب شريف نهج البلاغه بيش از دو بار و
در ساير متون اسلامى فراوان آمده است كه در برخورد با ديگران از اين روش جايگزين بهره
بريد. بى شك بدون اين راه كار تفهيم و تفاهم و ارتباط درست با ديگران حاصل نخواهد
شد; چرا كه انسان بر مبناى خودمدارى و خودمحورى مى انديشد و مى گويد كه چرا ديگران
اين انانيت را برنمى تابند.



 



5.
لجبازى با ديگران :



 



گاه
بر اثر استيلاى خشم و غضب، شخص از ديگرى عصبانى شده و بر مبناى لجبازى با او به
رفتارى نا مناسب (اهمال كارى) دست مى زند.



 



اما
او بايد بداند كه راه اصلاح ديگران نه تنها لجبازى نيست كه خويشتن دارى، تسلط بر
خود، و بر خورد مناسب با آن هاست. در بيانات اهل بيت(عليهم السلام)آثار بسيار بدى
براى لجاجت و سر سختى در برابر ديگران آمده است كه از جمله آن ها، امورى را مى
توان نام برد كه عبارتند از: شر 66 ، درگيرى و جنگ و جدال 67 ، نابودى 68 ، بى
رأيى 69 ، خسران و ضرر 70 ، فساد رأى 71 ، ورود به كارهاى بى اهميت 72 ، كينه 73 ،
خود را در معرض بلا و گرفتارى قرار دادن 74 و... .



 



6.
تلاش در جلب رضايت همگان :



 



«جو»
به مؤسسه زندگى منطقى در شهر نيويورك 75 براى مشورت و درمان مراجعه كرده است. او
از تن دادن به كارهاى فراوان خود، براى جلب رضايت ديگران كه او ناخواسته آن ها را
از خود مى رنجاند، شكوه داشت. همسرش از روى عصبانيت كه چرا او فرصت ندارد به
كارخانه برسد، منزل را ترك كرده است. او كار رسمى خود را بدين سبب نمى تواند به
موقع انجام دهد. بنابراين، او از اين جهت فردى اهمال كار معرفى شده است. در نتيجه،
افكار او پريشان، درهم، مضطرب، و نگران گشته است. آرى، به وى گفته مى شود كه اين
گرفتارى ها را خودش به وجود آورده است.



 



در
حال حاضر، چاره آن است كه بدون رودربايستى كارهاى اضافى را ترك كند، به كارهاى
اصلى همت گمارد و انديشه جلب رضاى ديگران را از سر بيرون كند. 76 در نگرش اسلامى
ما هركس كه خواهان وصول به كمال مطلق است، بايد تمام همت خود را در جلب رضاى
خداوندى معطوف دارد كه برترين كمال قابل تصور انسانى است. در كلام وحى، كامل ترين
انسان، حسين بن على(عليه السلام)، اين گونه توصيف شده است: « يا ايتها النفس
المطمئنة، ارجعى الى ربك راضية مرضية ...» (فجر: 27و28); اى صاحب نفس آرام، به سوى
پروردگارت باز گرد در حالى كه، او از تو راضى و تو از او خوشنودى. بنابراين، آخرين
و نهايت راه، وصول به بارگاه و مقام رضا و جلب خشنودى حضرت بارى تعالى است.



 



7.
اهمال كارى و پرخاش گرى انفعالى 77 :



 



شما
خشم خود را فرو مى بريد ولى بازتاب آن را به صورت كم كارى و يا سهل انگارى نشان مى
دهيد. بدين شكل، در حال رانندگى وقتى از گره خوردن ماشين ها به تنگ آمده ايد و
لحظه به لحظه بر عصبانيت شما افزوده شده، به جاى اين كه دقيقاً در خط ويژه خود
رانندگى كنيد تا نظم بر قرار گردد، خود مرتكب خلاف شده، تلاش مى كنيد تا از خط
ميانى بگذريد. عجيب تر اين كه، به جاى حل مسأله، شما با اين لج بازى مشكل ساز شده
و به اعتراض ديگران با بى اعتنايى برخورد مى كنيد. البته، هميشه رفتار بازتابى به
شكل پرخاش گرى تجلى نمى كند، بلكه گاه با بى اعتنايى، كم كارى، عدم پذيرش
خيرخواهى، و تنها گوش دادن و لجبازى كردن برخورد مى شود.



 



اما
درمان اين آفت، تنها كنترل خود با حفظ خون سردى و آرامش است. بايد توجّه داشت كه
برخى امور از اختيار ما خارج است. 78



 



درمان
اهمال كارى



 



پيش
از اين گفته شد كه، اهمال كارى از جمله آسيب هاى روانى است كه تكرار تدريجى آن به
شكل اعتياد درآمده و شخص معتاد به اهمال كارى، ناخواسته زمان را به تأخير انداخته
و فرصت ها را از دست مى دهد. اينك در اين جا برآنيم تا برخى فنون كاربردى را براى
درمان اين بيمارى روانى برشماريم.



 



الف.
درمان اهمال كارى در شرايط زمان و مكان



 



پس
از پايان بررسى برخى از علل و ريشه هاى اساسى اهمال كارى، اينك به درمان يك نوع
خاص آن (اهمال كارى در زمان و مكان) خواهيم پرداخت.



 



1.
قدرشناسى از فرصت به دست آمده :



 



نكته
قابل ملاحظه اين كه، شخص اگر گذر زمان و فرصت هاى پيش آمده را درك نكند و حركت
زمان را به فراموشى سپرد، در واقع، خود را گول زده است. براى درمان وقت ناشناسى
امورى را مى توان توصيه كرد:



 



1.
توجه به ضايع سازى عمر كه با گذر آن، تدبيرى بر جبرانش نيست. بيانى از كامل ترين
انسان، پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله)نقل شده است: «يا أباذر اياك و
التسويف بأملك...»; 79 اى ابوذر تو را از اهمال كارى برحذر مى دارم.



 



2.
سپس در بيان ضرورت اين نكته فرموده اند: «فإنك بيومك و لست بما بعده...»; 80 چرا
كه تو براى امروز هستى نه براى فردا.



 



3.
«فإن يكن غد لك لم تندم على ما فرطت فى اليوم...»; 81 توجه داشته باش كه اگر فرصت
را غنيمت شمردى و فردايى نداشتى، پشيمان نمى شوى كه روز خود را از دست داده اى.

كلمات كليدي : ندارد.
مشخصات :
موضوع : مباني تربيت
منبع : اینترنت
نویسنده :
تعداد بازديد : 3631
امكانات :
درشت ترعادیریزتر
امتياز دهي : 10
گزارش خطا
ارسال برداشت يا نقد