خلاصه :    متن :     
  مخاطب :               قالب :    
 
روش تدریس و كلاسداری (بخش دوم)
ادامه بخش اول :

ب. از نظر استفاده از وسایل و حركات:
1. كثیف كردن كلاس در نتیجه آزمایش‌های مختلف
2. كثیف كردن لباس در نتیجه نوشتن بر روی تخته
3. پراكنده بودن وسایل، روی میز معلم
4. خشونت و پرت كردن اشیا به طرف شاگردان
5. گرفتن اشیا از شاگردان با خشونت
6. استفاده نادرست از تخته سیاه
7. تخته را قبل از شروع پاك نكردن
8. پاك كردن تخته با انگشت و دست
9. عدم توجه به نور، هوا و نظافت كلاس
10. نوشتن با خطوط ریز و ناخوانا، روی تخته
11. استفاده از گچ‌های رنگی نامناسب با رنگ تخته
12. عدم توجه به دید شاگردان نسبت به تخته و وسایل
13. مرتباً از یادداشت استفاده كردن.
ج. از نظر رفتار با شاگرد:
1. خجول بودن یا نخوت و غرور و فخر فروشی
2. رفتار غیرصمیمانه كه جلب اعتماد نمی‌كند
3. كاهش تدریجی شاگردان، رو به آخر ساعت
4. برخورد ملامت گرانه و عتاب آمیز با شاگرد، كه كینه و كدورت می‌آورد.[1]
5. به كار بردن الفاظ ركیك و دور از ادب
6. عصبانیت سریع از رفتار شاگرد
7. خود را ملعبه شاگردان ساختن
8. شاگرد را برای مدت طولانی پای تخته نگاه داشتن
9. تعریف و تمجید زیاده از حد[2]
10. نگاه نكردن به صورت شاگرد
11. توجه به عده‌ای خاص داشتن
12. دستور دادن، و قبل از اجرا، دستور دیگر دادن
13. صدور دو دستور متناقض
14. یكدندگی و لجاجت
15. تحقیر شاگردان با حركات دست و ...
16. بی جربزه بودن
17. مداخله بیش از حد در كار دانش آموزان
18. انتظار سكوت محض از شاگردان و یا بی حركت ماندن آنان در طول ساعت تدریس
19. ساكت ساختن كلاس با گفتن مرتب « ساكت » و « هیس » و ... .
د. از نظر روش كار:
1. تكرار زیاده از حد جواب شاگرد
2. نزدیك شدن به شاگردان موقع پرسش
3. به جای شاگرد، جواب سؤال خود را دادن
4. سؤال انفرادی از شاگرد، بدون طرح سؤال برای همه
5. جواب دسته جمعی خواستن از كلاس كه سبب همهمه شود[3]
6. پرسش دایمی از شاگردان قوی
7. شاگرد را با سؤالات مختلف گیج كردن
8. فرصت فكر ندادن به شاگرد برای جواب گویی
9. پرسش در هنگامی كه شاگرد مشغول یادداشت كردن و نوشتن است
10. جواب قانع كننده ندادن به شاگرد
11. شاگردی را كه سؤال دارد امر به سكوت كردن یا جواب ندادن
12. سؤالات نامأنوس و خارج از درك و تجربه شاگردان كردن.
هـ . از نظر فعالیت‌های درسی:
1. تكرار یك نوع فعالیت برای گذراندن وقت و عدم تنوع
2. عدم تنظیم مطالب، متناسب با فهم شاگرد
3. عجله و شتاب در تشریح مطالب تازه
4. پیش بینی وقت را نكردن
5. تكرار مطالب كتاب، بدون بحث و انتقاد
6. شروع درس، بدون كشف معلومات قبلی شاگرد
7. تمرین ناقص قبل از پرسش
8. دستور مبهم به شاگردان دادن
9. درس را بدون ایجاد رابطه معنوی با كلاس، شروع كردن
10. تكرار زیاد درس و خسته كردن شاگردان
11. تدریس مجدد چیزی كه همه آن را می‌دانند
12. بی روح بودن كلاس، به جهت عدم رقابت و هیجان درسی
13. عدم اطمینان به تلفظ صحیح كلمات یا معانی الفاظ و اصطلاحات.
محاسن كلاسداری:
الف. از نظر معلم:
1. بشاشت و سرور در كلاس و خشرویی با شاگردان
2. انرژی و فعالیت نشان دادن
3. حوصله و خون سردی
4. سكوت به موقع، برای جلب توجه شاگردان[4]
5. لحن دوستانه و صمیمی، ولی جدی
6. تمیزی قیافه و لباس
7. استفاده از مثال‌های مفرح و شوخی‌های مناسب.
ب. استفاده از وسایل:
1. استفاده دقیق و منظم از تخته سیاه
2. تنظیم جداول و كشیدن تصویر روی تخته
3. ترس نداشتن از ترسیم روی تخته، به دلیل عدم تسلط بر نقاشی و كاریكاتور و طراحی
4. آماده داشتن وسایل و به كار بردن به جای آن‌ها
5. استفاده از مطالب تكثیر شده و چاپی برای توزیع.
ج. رفتار با شاگرد:
1. فرصت فكر دادن به شاگرد
2. رابطه صمیمی در كلاس ایجاد كردن
3. تشویق به بیان صحیح و تلفظ خوب
4. تشویق به صراحت گفتار و شجاعت
5. تشویق به سهیم شدن آنان در كار كلاس
6. قدردانی از شاگردان به جهت همكاری ایشان
7. ایجاد رقابت مثبت میان آنان
8. رفتار جدی ولی بدون حمله به شاگرد مقصّر
9. رعایت ادب و نزاكت و احترام
10. ساختن كلاسی با روح و نشاط
د. طرز كار:
1. تنظیم وقت و توجه به ساعت
2. حسن مَطلع و شروع جذاب
3. ارتباط درس‌های گذشته با حال
4. حركت در كلاس و توجه به فعالیت كتبی شاگردان
5. تغییر شكل سؤال برای راهنمایی شاگردان
6. ارتباط پرسش‌ها با درس و تنوع سؤالات
7. تشویق كلاس به پرسش
8. طرح سؤال‌های غلط انداز برای سنجش هوش افراد
9. شناسایی سلیقه افراد كلاس
10. توجه كامل به هدف و وحدت درس
11. كشف قوه فهم شاگردان قبل از شروع كار
12. حسن ختام، تمام كردن كار در هر ساعت به طرزی مطلوب.
شناخت شاگرد
شناخت شاگرد، نقش مهمی برای معلم دارد تا كیفیت تدریس و رفتار خویش را متناسب با او سازد؛ به خصوص اگر تدریس، در جمعی باشد با زمینه‌های مختلف. این شناخت، می‌تواند در محورهای زیر باشد:
1. شاگرد كیست؟
2. چه می‌خواهد؟
3. اجتماع چه احتیاجی به او دارد؟
4. چه می‌خواهیم به او یاد دهیم؟
5. اطمینان از رسیدن به هدف مورد نظر.
در شناخت شاگردان، توجه به این نكات حایز اهمیت است:
ـ تفاوت‌های فردی در روحیه
ـ در فكر و استعداد
ـ زمینه و آمادگی
ـ حافظه و قوه درك
ـ شرایط خانوادگی و فرهنگی
ـ شرایط جسمی
ـ تفاوت دختر و پسر بودن.
شاگرد خوب
شناخت اوصاف و خصوصیات شاگرد خوب، هم در جهت ارتقای كیفی كلاس مفید است، هم در مورد تشویق و توجه بیشتر به استعداد آن‌ها، از طریق توجه به امتیازها.
این اوصاف عبارتند از:
1. دقت و كنجكاوی درباره مطالب درسی
2. اعتماد به نفس
3. وقت شناسی
4. ادب و متانت
5. صراحت و بی ترس صحبت كردن
6. نظم در كلاس
7. حافظه خوب
8. قدرت استدلال
9. اطاعت از اولیای مدرسه و پدر و مادر
10. پای بندی به ضوابط و مقررات
11. پرهیز از غرور و خودبینی
12. مطالعه خارج از برنامه
13. مطالعه قبلی درس و یادداشت كردن اشكالات.
تشویق
بحث تشویق، همراه با توجه به مسائل تنبیه و توبیخ است، ولی از آن‌جا كه محور كار آموزشی بیشتر بر پایه تشویق باید باشد، به آن بیشتر توجه می‌شود.
1. تشویق، استفاده از غریزه حب نفس است كه در همه هست.
2. هیچ كس بی نیاز از تشویق نیست و حتی تحسین لفظی اثرات خود را می‌گذارد و تشویق همیشه مالی و مادی نیست.
3. نیاز به تشویق در افراد كوچك و كم سن، بیش از بزرگ سالان است.
4. نیاز به تشویق در افراد كم كار و ضعیف درسی بیش از افراد كوشا و زرنگ است.
5. تشویق،‌ در هر كاری، باعث تقویت همان خواهد شد؛ خوب یا بد. تشویق خوبان باعث تشویق صفات خوب، هم چون نظم، خط، درس خوانی، وقت شناسی، نظافت، و ... می‌گردد.
در این باره، كلام علوی ـ علیه السلام ـ بسیار جالب است:
« لا یكونَنَّ المحسِنُ و المسیئُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَهٍ سواءٍ، فَاِنَّ فی ذلكَ تزهیداً لاَِهلِ الاحسانِ فی الاحسانِ و تدریبٌ لاَِهلِ الاسائه ...
واصِلْ فی حُسْنِ الثناءِ علیهم، فَاِنَّ كثرهَ الذِّكرِ لِحُسْنِ اَفعالِهم تَهُزُّ الشُجاعَ و تُحَرِّضُ الناكِلَ ... »[5]
« نیكوكار و بدكار در نظرت یكسان نباشد، چرا كه در این كار، بی رغبتی نیكوكاران نسبت به نیكی و تمرین و تقویت بدكاران نسبت به بدی است ... . پیوسته از كارهای خوبشان یاد كن، كه یاد كردن بسیار از كارهای خوب آنان، شجاع را بر می‌انگیزاند و سست و تنبل را تحریك می‌كند.»
اثر تشویق
در شاگرد ‘ ایجاد اعتماد به نفس و نشاط برای كار
در معلم ‘ محبوبیت نزد شاگردان و قدرشناسی
تشویق باید:
ـ به جا و به اندازه باشد (بیش از حد و كمتر از آن، لطمه می‌زند)
ـ متناسب با عمل باشد ( بیش از حد تملّق است و كمتر، حسد)
ـ همراه با عمل باشد (فاصله، باعث كاهش تأثیر می‌شود)
ـ گاهی باشد، نه همیشه (همیشه بودن، از جاذبه و تأثیر می‌كاهد)
توجه: نكات یاد شده در مورد تنبیه و كیفر نیز عیناً مطرح است.
انواع تشویق:
ـ جایزه نقدی، پول، كتاب، وسایل دیگر.
ـ با برخورد:
1. گفتاری: مثل گفتن كلماتِ: عالی، خوب، خیلی خوب، فوق العاده!
2. غیرگفتاری: لبخند، تكان دادن سر به علامت رضا، نگاه دوستانه.
3. صوتی: آهان، هان، ها، هوم، خوب، و ... .
تشویق غیرگفتاری در مورد شاگردان خجالتی كه از تشویق در برابر دیگران ناراحت می‌شوند، مؤثرتر است.
جواد محدثی، روش‌ها، ص 201.
[1] . امام علی ـ علیه السلام ـ : لا تُكثِرنَّ العِتابَ فانّه یُورثُ الضّغینَهَ ( غرر الحكم)
[2] . در نهج البلاغه، تعریف بیش از حد، تملّق به حساب آمده است و كمتر از حد مطلوب، نشانه حسد یا ناتوانی (الثناءُ بَاكْثَرَ مِنَ الأستحقاقِ مَلَقٌ وَ التقصیرُ عن الأستحقاقِ عِیٌّ او حَسَدٌ. حكمت 347).
[3] . در كلام امام علی ـ علیه السلام ـ است: « اِذا ازدَحَمَ الجَوابُ نُفیَ الصّوابُ » هرگاه جواب، دچار ازدحام و به هم آمیختگی شود، درست و صواب از بین می‌رود (غرر الحكم، ح 4026.)
[4] . علی ـ علیه السلام ـ : « رُبَّ سكوتٍ اَبلغُ مِن كلامٍ » (غرر الحكم) گاهی سكوت، گویاتر از تكلم و فریاد است.
[5] . در نامه به مالك اشتر، نهج البلاغه، نامه 53.
كلمات كليدي : ندارد.
مشخصات :
موضوع : روش كلاسداري
منبع : انديشه قم
نویسنده :
تعداد بازديد : 2574
امكانات :
درشت ترعادیریزتر
امتياز دهي : 10
گزارش خطا
ارسال برداشت يا نقد